خانم
معلمی در آمریکا کاری کرد که اسم او در تمام کتاب های تربیتی و پرورشی چاپ
شد.تمام دوستانی که در دانشگاه علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی خوندن
امکان ندارد که قضیه این خانم رو نخونده باشند.معلمی با 28 سال سابقه کار
به اسم خانم "دُنا".خانم دُنا یک روز رفت سر کلاس با یک جعبه کفش.جعبه ی
کفش رو گذاشت روی میز.
ی،
سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت میکرد، از نزدیکی خانه
بازرگانی رد میشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را
دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و
آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و
جلال شد. تا مدتها فکر میکرد که از همه قدرتمندتر است. تا این که یک روز
حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام میگذارند.
حتی بازرگانان.فصل سوم علوم تجربی نهم

نمونه سوالات علوم تجربی نهم - فصل سوم
سوالات چهار گزینه ای
نمونه سوالات فصل 3
نکات کلیدی و مطالب مهم فصل سوم علوم تجربی نهم
مجموعه جالب از دیدنی ترین و جالب ترین عکس ها از دنیای شگفت انگیز حیوانات


نام اثر: فیلم گشت ارشاد 2
مخاطب: بزرگسالان
کیفیت ها: full hd 1080p – hd 720p – sd 480p – ![]()
امتیاز: IMDb
مخاطب: بزرگسالان
نوع فیلم: سینمایی
محصول: ایران
موضوع: کمدی – اجتماعی
کارگردان: سعید سهیلی (زاده ۱۳۳۸ در تربت حیدریه) کارگردان و فیلمنامهنویس اهل ایران است. وی فعالیت هنری خود را از حوزه هنری خراسان با تئاتر و فیلمسازی آغاز کرد.
نویسندگان: مهدی محمدنژادیان، سعید سهیلی
باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری
داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.یک
روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.جوجه
عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد
که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما
چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که
داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و
پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها
پرواز کنم.مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس
هرگز نمی تواند پرواز کند.اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در
آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.اما هر
موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت
نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت